تقديم به همه ي دوستان محترم

متن مرتبط با «سال نو مبارک به انگلیسی» در سایت تقديم به همه ي دوستان محترم نوشته شده است

خلاصه ای بر رمان سالار مگس ها اثر ویلیام گلدینگ انگلیسی و ترجمه سوسن

  • نیلوبلاگ

    ویلیام گلدینگ در این داستان به اهمیت وجود و پیروی از قانون در جوامع انسانی می‌پردازد و این نکته را ذکر می‌کند که «قانون بد، بهتر از بی قانونی است».نویسنده بابت این اثر جایزه نوبل دریافت کرده است.خلاصه رمان سالار مگس‌ها اثر ویلیام گلدینگداستان از جایی شروع کار می‌شود که هواپیمای حامل بچه‌های یک مدرسه‌ی انگلیسی در جزیره‌ای خالی از سکنه سقوط می‌کند؛ تنها بازمانده‌ی این سقوط تعدادی از بچه‌ها هستند که بعضی از آنها کودک و برخی نوجوان هستند و هیچ فرد بزرگسالی در میان آنها نیست. در ادامه داستان با پسرک ...

    ادامه مطلب
  • مروری بر کتاب "دروغ هایی که به خودمان می گوییم" اثر جان فردریکسون و

  • نیلوبلاگ

    کتاب دروغ ‌هایی که به خود می ‌گوییم نوشته جان فردریکسون بیانگر است که چگونه آنچه از روبرو شدن با آن اجتناب می‌کردیم، ما را شفا می‌دهد. ما به وسیله افکار و روش‌هایی که دفاع نامیده می‌شوند، دائماً در تلاش هستیم تا به خودمان دروغ بگوییم و از مواجه شدن با حقایق زندگی خود اجتناب کنیم. این دروغ‌ها شاید در ابتدا کمک‌کننده به نظر برسند، امّا به مرور زمان موجب رنج و بیماری ما می‌شوند. بیمارانی که داستانشان در این کتاب آمده مشکلاتی دارند که گریبانگیر همه‌ ماست و بهانه‌هایی می‌آورند که همه‌ ما می‌آوریم.امّ...

    ادامه مطلب
  • خلاصه ای بر رمان سالار مگس ها اثر ویلیام گلدینگ انگلیسی و ترجمه سوسن اردکانی

  • نیلوبلاگ

    ویلیام گلدینگ در این داستان به اهمیت وجود و پیروی از قانون در جوامع انسانی می‌پردازد و این نکته را ذکر می‌کند که «قانون بد، بهتر از بی قانونی است».نویسنده بابت این اثر جایزه نوبل دریافت کرده است.خلاصه رمان سالار مگس‌ها اثر ویلیام گلدینگداستان از جایی شروع می‌شود که هواپیمای حامل بچه‌های یک مدرسه‌ی انگلیسی در جزیره‌ای خالی از سکنه سقوط می‌کند؛ تنها بازمانده‌ی این سقوط تعدادی از بچه‌ها هستند که بعضی از آنها کودک و برخی نوجوان هستند و هیچ فرد بزرگسالی در میان آنها نیست. در ادامه داستان با پسرک نوجو...

    ادامه مطلب
  • مروری بر کتاب دروغ هایی که به خودمان می گوییم اثر جان فردریکسون و ترجمه صدیقه

  • نیلوبلاگ

    کتاب دروغ ‌هایی که به خود می ‌گوییم نوشته جان فردریکسون نشان می‌دهد که چگونه آنچه از روبرو شدن با آن اجتناب می‌کردیم، ما را شفا می‌دهد. ما به وسیله افکار و روش‌هایی که دفاع نامیده می‌شوند، دائماً در تلاش هستیم تا به خودمان دروغ بگوییم و از مواجه شدن با حقایق زندگی خود اجتناب کنیم. این دروغ‌ها شاید در ابتدا کمک‌کننده به نظر برسند، امّا به مرور زمان موجب رنج و بیماری ما می‌شوند. بیمارانی که داستانشان در این کتاب آمده مشکلاتی دارند که گریبانگیر همه‌ ماست و بهانه‌هایی می‌آورند که همه‌ ما می‌آوریم.ام...

    ادامه مطلب
  • مروری بر کتاب سه شنبه ها با موری اثر میچ آلبوم

  • نیلوبلاگ

    هرچه در فهم تو آید   آن بود مفهوم تو سه‌شنبه‌ها با موری کتابی است ساده درباره‌ی زندگی. این کتاب که دهه‌هاست جزو پرفروش‌ترین آثار آمریکایی است، به بخش‌های کمتر پرداخته‌شده‌ی هستی آدمی می‌پردازد و ما را در درکِ ساحت‌های گوناگون آن همراهی می‌کند. سه‌شنبه‌ها با موری از جمله کتاب‌هایی است که نگاه ما را به زندگی تغییر می‌دهد، یا حداقل یادآورد می‌شود که می‌توان از زوایای متفاوتی به آن نگریست؛ ابعادی که دوستی، زیبایی و عشق را شامل می‌شود.میچ آلبوم که سال‌ها از ...

    ادامه مطلب
  • مروری بر کتاب پایان یک پیوند اثر گراهام گرین انگلیسی و ترجمه ابراهیم صدیقیانی

  • نیلوبلاگ

    هرچه در فهم تو آید   آن بود مفهوم تو کتاب پایان رابطه سه شخصیت اصلی دارد: «بندریکس» که نویسنده و راوی بی‌ایمان داستان است، «هنری» که کارمند دولت است و همسرش «سارا» که در مسیر بی‌ایمانی به داشتن ایمان در حرکت است. بندریکس به دنبال نوشتن کتابی که در رابطه با یک کارمند دولت است با هنری و همسرش آشنا می‌شود. هنری که به فکر پیشرفت است از همسرش غافل مانده و در این میان بندریکس عاشق همسر هنری یعنی سارا می‌شود و به شکل پنهانی رابطه‌اش را با او جلو می‌برد. در این...

    ادامه مطلب
  • مروری بر کتاب گور به گور اثر ویلیام فاکنر و ترجمه نجف دریابندری

  • نیلوبلاگ

    ویلیام فاکنر در کتاب گور به گور روایت زندگی خانوادهای فقیر و مرگ مادر خانواده، «آدی بوندرن»، را با ظرافت بازگو میکند.داستان زندگی خانوادهای روستایی است که بهتازگی سالهای دشوار جنگ جهانی اول را به پایان رساندهاند. نگاه جزئینگر هر یک از شخصیتها و دغدغههای کوچکی که درمورد پیشپاافتادهترین مسائل روزمره دارند، پیچیدگیهای درونی این کاراکترهای سادهدل را برایتان روشن خواهند کرد.هم مادر خانواده و هم تمامی اطرافیانش میدانند که چیزی به پایان عمرش نمانده و بهزودی باید با زندگی خداحافظی کند. همهی خانواده، یعنی خودِ مادر، شوهر و چهار فرزندش به فکر میافتند تا اسباب مراسم سوگواری او را به بهترین شکلی که برایشان مقدور است تدارک ببینند. مادر از صمیم قلب تمایل دارد تا در شهر خودش و در کنار خویشاوندانش به خاک سپ...

    ادامه مطلب
  • مروری بر رمان کتابخانه نیمه شب اثر مت هیگ انگلیسی ، ترجمه محمد صالح نورانی زاده

  • نیلوبلاگ

    کتابخانهی نیمهشب داستانی است رازآلود از زندگی دختری سیوپنج ساله به نام نورا سید. او باوجود استعدادهای فراوانی که در زمینهی موسیقی، شنا، پژوهش و ... دارد، هیچکدام از رویاهایش محقق نشده و نتوانسته به خواستههایش جامهی عمل بپوشاند. اکنون تمام وجودش را یأس و ناامیدی فراگرفته و با احساس ناکامی عمیقی دستوپنجه نرم میکند. مدام خودش را بابت هر اتفاقی ملامت میکند و میلی به ادامهی زندگی ندارد. گمان میکند تمام تصمیماتی که تا به امروز گرفته است، اشتباه بودهاند. چند شب بعد از اینکه نورا گربهاش را از دست میدهد، دیگر دلیلی برای ادامهی زندگی نمییابد و دست به خودکشی میزند، اما اتفاقی معجزهآسا در انتظار اوست. نورا خودش را کتابخانهای میبیند که تمام کتابهایش زندگیهای احتمالی او هستند و این شانس به او داده میشود ک...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته

  • نیلوبلاگ

    به نام دوست که هرچه هست از اوستای داد از این دنیای بی معرفت و فانی،دنیای بدون تو برزخی تاریک بیش نیست،چهره ها خموش و ساکت اند،هیچ شوری در این همهمه و شلوغی نیست،انگار که نبود تو شهری را منجمد و ساکت کرده است،شهر هیچ روح و حرارتی ندارد و حرکت مردمان مثل گورستان زنده می ماند،رنگ شهر کدر است و هیچ بوی زندگی به مشام نمی رسد.همه سر در گریبان کرده اند و هیچکس صدای عشق سر نمی دهد و گوش و اهمیت مردمان به صدای قلبشان نیست.شهر مرده است،سالهاست که مرده است.و من در این گورستان و شهر بی روح به دنبال خاطراتت میگردم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته “مشق دلتنگی”

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی دلتنگی دلتنگی...خدایا دل دادی و دلتنگی و بی قراری...امان و قرارم باش که هیچ فلسفه و منطقی آرام دلم نیست،مرا بپذیر،نگذار به حال خود باشم که تو کامل هستی و من هیچم،دستهایم را داخل دستهای گرم و مه...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته “دلتنگی های یک قطعه زمین بایر”

  • نیلوبلاگ

    زندگی میگذرد و من خیره به سایه روشن های روز و شب،بی هیچ تحرکی رفت و آمدهای مهتاب را میشمارم تا برای یافتن مرگ خویش لحظه شماری کرده باشم.مرگ یک شروع دوباره است،آغازی بر جهان و سیطره حالاتی دیگر.من درحال مردن هستمو عوض خواهم کرد دنیایی را که سزاوار آن نیستم.من خواهم مرد و زنده خواهم شد آنطور که خودم خواستم و میخواهم....

    ادامه مطلب
  • دلنوشته “آخرین پاییز درخت خشک شده”

  • نیلوبلاگ

    واپسین برگ های رنگ پریده درخت خشک شده وجودم را نثار تنگ نظری باد بیرحم پاییزی میکنم و خسته و نالان و عریان چشم به راه برف میمانم،دیگر مرا به بهار امیدی نیست،درخت خشک شده چشم انتظار بهار نمیماند.بهره م...

    ادامه مطلب
  • یادداشتی بر کتاب شیطان و خدا نوشته ژان پل سارتر

  • نیلوبلاگ

    ✏یادداشتی بر کتاب شیطان و خدا،نوشته ژان پل سارتر،ترجمه ی ابوالحسن نجفیکتاب نمایشنامه ای است که داستان آن در قرن شانزدهم در آلمان میگذرد:قرن جنگ های مذهبی بین پرتستان و کاتولیکها که کفاره ی آنرا دهقان ...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته "روایت عشق"

  • نیلوبلاگ

    عشق برگ سفیدی است که در اختیار همگان قرار میگیرد و هرکسی بر اساس شاکله وجودی و شخصیتی خودش اثر و برآیندی پدید می آورد.داستان عشق گاه عمیق تر و پر حکمت تر از آن میشود که بتوان با کلمه راز آنرا برملا کرد و آرام گرفت....

    ادامه مطلب
  • دلنوشته شب خالی

  • نیلوبلاگ

    خدایا کجای این شب غریب، دلتنگی ام را سفره باز کنم؟اینجا کسی نیست،دلتنگی تمام ظرف شبم را پر کرده است،هوای خیال من نیز گرفته است،میدانم که خود گم کرده ام وگرنه راه همانی است که باید طی کنم.باکی نیست خدای رحمان و رحیم هر لحظه،آنقدر گریه خواهم کرد که به حال چشمانم رحم کنی و مرا به اشکهایم ببخشی....

    ادامه مطلب
  • دلنوشته “عشق”

  • نیلوبلاگ

    عشق فریاد و هیاهو و تقلا نیست،عشق تسلیم و سکوت و صبر است.عشق نمیکشد،زنده و نو میکند.عشق سقوط نیست،پرواز است.عشق سلامی است که برگان نقاب برداشته پاییز از قدمهایت میشنوند،عشق نظاره تغییرات و تفاوت هاست و دم نزدن و قظاوت نکردن هاست......

    ادامه مطلب
  • دلنوشته "دستی سوی عشق"

  • نیلوبلاگ

    و خداوند عشق را آفرید تا مایه آرامش و مهربانی کائنات گردد...خیلی وقت ها زندگی آن چیزی نیست که ما میخواهیم و امورات زندگی آنگونه سپری نمیشود که باب میل ماست اما اینکه شما از یک اصل در انجام تصمیمات خود...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته "دعوت به ملاقاتی ویژه"

  • نیلوبلاگ

    با زبان بی زبانی،آغوشی پر از دلتنگی و بغزی به عمق عمر و چشمی تَر،نامه دعوتت را روی چشم نهاده و دل شکسته و مشتاق راه حرمت پیش گرفته ام ای روح لطیف خدا...سالها سپری شد تا دعوت عشق بنام قدمهای من شد و گله نمیکنم و میدانم عیب از بی سر و پایی و بی لیاقتی من بوده است.یمین ترین مرد روی زمین منم که جاذبه ی عشق پذیرای قدمهای لرزان من گشته است و چیزی نمانده است تا دستانم در دستان خدا،چشم و دلم سیر شود،راست شود قامت جان......

    ادامه مطلب
  • دلنوشته "خلوت دل و سکون عقل"

  • نیلوبلاگ

    نفسی عمیق میکشی و خیالات آخر شب را مهمان ذهن و خیالت میشوی و همه چیز محاسبه میشود و دل پاسخ میدهد تا اینکه صلح و سکوتی با وسعت چند آن نصیبت عقل و روحت میشود. اینجاست که بی مهری هیچ لحظه و مخلوقی به چ...

    ادامه مطلب
  • دلنوشته "حروف منتشر آخر شب"

  • نیلوبلاگ

    راهی که قلب با خلوص و نیت درست پیش رفته است مگر میشود با عقل برگشت و راه دگر رفت؟ دل اشتباه نمیکند،عشق حقیقت است و دل تا ابد رهسپار عشق خواهد بود و ریا و سنگدلی جایی در متن کائنات ندارد،هر صفاتی که به حقیقت نتوان مرتبط ساخت،فنا پذیر است و در دل دریای عشق و معرفت غرق خواهد شد. عشق راه حقیقت است و عقل عصای دست دل است تا بیابانها طی طریق شود....

    ادامه مطلب