خرید بک لینک

در رمان «صدای آرچر»، با زنی به نام بِری آشنا می‌شویم که برای فراموش کردن حادثه‌ای اخیر به شهر کوچک پلیون می‌رود. بری امیدوار است در این شهر به آرامش برسد، اما کابوس‌های شبانه مربوط به قتل پدرش و تعرض به خودش او را رها نمی‌کنند. در آن شب، بری و پدرش، چارلی، در مغازه‌ی خانوادگی‌شان بودند که مرد مسلحی به آن‌ها حمله کرد. چارلی که ناشنوا بود، با حرکت دست‌ها به بری که در پشت مغازه پنهان شده بود، علامت می‌داد که خودش را مخفی کند. مرد مسلح از این حرکات عصبی شده و چون چارلی نمی‌شنید، به او شلیک کرد و او را کشت.

در ادامه داستان، متوجه می‌شویم بری پس از این اتفاق دچار اختلال استرس پس از سانحه شده و هنوز با یادآوری آن شب، دچار حملات روانی می‌شود. او در شهر کوچک پیلاین کاری ساده پیدا می‌کند و در اولین روز اقامتش با «آرچر هیل» برخورد می‌کند؛ مرد منزوی و گوشه‌گیری که همچون بری، اسیر عذابی پنهان است؛ مردی که هیچ‌کس دیگری حاضر به دیدن او نیست.

رمان با ماجرای مهم زندگی آرچر در هفت‌سالگی‌اش آغاز می‌شود، دورانی که در آن طی یک تصادف، مادر، پدر و عمویش کشته می‌شوند و گلوی آرچر آسیب می‌بیند. اثرات این حادثه، عدم توانایی صحبت کردن و زندگی در کنار عمویی مبتلا به اختلال پارانویید، او را به شخصیتی منزوی بدل می‌کند. آرچر بعد از مرگ عمویش ناچار است با اهالی روستا ارتباط برقرار کند اما به دلیل شایعاتی که درمورد شخصیت مرموز او میان مردم پخش شده است، همگی از او فاصله می‌گیرند. تا اینکه برخورد اتفاقی بری و آرچر به نقطه‌ی تلاقی رمان عاشقانه‌ی صدای آرچر بدل می‌شود. نقطه اشتراک مرد و زن قصه اختلال‌هایی است که پس از سوانح به وقوع پیوسته، برایشان به وجود آمده و همین مسئله، زمینه‌ای برای ارتباط بیشتر آنها و البته عشقی می‌شود که رمان عاشقانه و خواندنی شکل می‌دهد.

گاهی اوقات تمام چیزی که اهمیت دارد این است که یک نفر به قلب شما گوش کند.بری صدای وجود آرچر در ظاهر ساکت و منزوی رو با تمام جان شنید و حاصل این عشق ناپدید شدن استرس خودش و شکوفایی آرچر شد و این معجزه عشق است.

1405/05/06

برچسب: نویسنده: باربد خلیلی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 9:12

صفحه بندی