کتاب دوئل، اثری نوشته ی آنتوان چخوف است که اولین بار در سال 1891 وارد بازار نشر شد. داستان این اثر درباره ی مردی به نام لائفسکی است که پس از فرار با زنی متأهل به نام ناديژدا فيودورونا، با آرزوی آغاز یک زندگی جدید در یک شهر کوچک ساحلی زندگی می کند. اما این آرزو به هیچ جا نمی رسد زیرا لائفسکی تمام وقت خود را صرف میخوارگی و قمار می کند و نادیژدا نیز وارد روابط دیگری می شود. لائفسکی دوباره نقشه ای برای فرار می کشد اما این بار بدون معشوقه اش و همین اتفاق، باعث بروز مجادله ای میان او و مردی عقل گرا به نام فن کورن می شود. فن کورن، به قوانین انتخاب طبیعی داروین و از بین رفتن موجودات ضعیف و بی فایده اعتقاد دارد. اما مجادله بالا می گیرد و این دو تصمیم می گیرند که با هم دوئل کنند. فن کورن مصمم است که درسی فراموش نشدنی به لائفسکی بدهد. کتاب دوئل، داستانی درباره ی ضعف های انسان، امکان بخشش، و توانایی ذاتی افراد در تغییر زندگی و رفتار خودشان است.
بخشی از کتاب:«انسان ها همان طور که در پی حقیقت اند،دو متر جلو می رن و یک متر عقب.رنج ها،اشتباه ها و ملال زندگی،اون هارو عقب می بره اما عطش حقیقت و مداومت اون هارو به جلو می کشونه.کسی چه می دونه؟ممکنه حقیقت واقعی رو پیدا کنن… .»
وقتی کسی را بخاطر شرایطی که دارد قضاوت می کنیم،پتانسیل تغییر اون شخص را نادیده می گیریم.برای اینکه کمی به کسی حق بدهیم باید نفرت و غرور را از خودمان دور کنیم.و اینکه در دوئل بخشش و یا قصاص،بخشش هم راستا با فلسفه و حقیقت زندگی بشری،خیر مطلق است و آنچه واقعاً می ماند و می سازد خوبی و انسانیت هست.
و در پایان شعری از مولانا:
“عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شرّ
عشق یعنی کاهش رنج بشر”
۱۴۰۴/۰۲/۲۶
