
اینجا انتهای شب است جایی که جز سکوت صدایی نیست و جز توحش آرامشی.اینجا خالی است از هر آنچه که هست و دور است از هر آنچه که نزدیک است.اینجا منم من.کاش میتوانستم خودم را بردارم و دور شوم از این شب، جایی که تنهایی سینه ام میشکافد و درونم را آتش میزند.هر شب توی تاریکی دنبال دستی میگردم که به من نور، فهم و صبر هدیه کند.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی